
نمیدونم چه تعریفی باید از زندگیم بگم اینکه عشق ثابت کرده زندگی باهاش خوش طعم تره،عالیه از تنفس لحظه لحظه ی ثانیه هاش تا چشیدن طعم بودن هاش هرچیزی اگه با عطر عشق آمیخته بشه دلنشینه،دلپذیره،جانپذیره سختی ها هم شیرینه دلتنگی ها و دوری ها و چشم انتظاری ها دویدن ها و نرسیدن ها همه شیرینند از شیرینی های کشمشی خونگی هم شیرین تر وقتی عشق باشه هرکاری به جان میشینه در مذهب عشق خودخواهی تعریف نشده هوای نفس معنی نشده عشق،عشقی که آدم رو قدم قدم تا خدا میبرهxa0 یکپارچه عقله و لاغیر... #خاتون_نوشت...
ادامه مطلب
در بیحالی کامل به سر میبرم حق من نیست اینهمه سرخوردگی که نباید به رویم بیاورم خسته شدهام از ای کاش ها کاش میشد حرفی از ای کاش میشد هم نبود... دنیا تیره است،من عینک رنگی نهاده ام که آن را رنگی ببینم آقای فروشنده؟عینکتان تقلبیست؟ گاهی سیاهی دنیارا بی رحمانه در چشمانم فرو میکند... یک اصلش را بدهید لطفا...
ادامه مطلب