یکشنبه

خرید بک لینک

امروز عالی بود

صبح بلند شدم برا مد هواابری بود

ازون ابری های در شرف باران

هیچی دیگه راه افتادیم از طولانی ترین راه ممکن به سمت مدرسه

تیپ زدم در حد لالیگا

رسما لباسای مهمونیم رو پوشیدم

نمیدونین که

یه بارون قشنگی میومد...

رفتم شهرداری

یه دونه عکس چهار نفره داریم عالیه

توی بلوار انزلی گرفتیم

بارون سیل داره میاد

هرچهارتامون هم به پهنای صورت خندیدیم

خیلی انرژی عکس بالاست

خلاصه اونو دادم برا چاپ و شاسی

راه افتادم سمت مد

خو مسیر طولانیه منم نصفشو پیاده رفتم

توی اون بارون

نمیدونین چقدر دلبر بود هوا

رفتم مد امتح اقتصاد دادم

خوب بود

قبل امتح هم کلی نشستم اقتصاد و نکات مهمش رو برا بچه ها توضیح دادم

#اعتماد-به-نفس-در-حد-تیم-ملی

بعدم راه افتادم دوباره به همون سمت شهرداری

هوا همچنان دلبر

رفتم نمد گرفتم یکم با فاطمه یه برنامه هایی داریم

تو شهرداری خاله لیلا و زینب و ممدحسین رو دیدم

قرار گذاشتیم برا یه شب ییلاق-ماسال

منم عکس دلبر رو گرفتم اومدم خونه

خونه به کارای عربیم رسیدم ک انقد زیاد بود تا شب طولید

بعدم با فاطمه کارای فردا رو هماهنگیدیم

به قدری حواسم پرته فاطمه همش باید همه چی رو بهم یاداوری کنه

خلاصه فردا فاطمه خرید داره یکم باید بریم بعد مد خرید:)

دیگه اینکه عاهان خاله سمیرا امروز اومد پایین.همسایه بالاییمونو میگم

تو راهی داره اسمش امیرعباسه

حوصله ش سررفته بود اومد اینجا

کلی حرفیدیم

بعدم که رفت مامان دعوام کرد ک وقتی چن تا خانوم دارن میحرفن یه دختر نمیاد بشینه پیششون

منم ج ندادم

البته دعوا نکرد ک تذکر داد

دیگه همین...


نهان خانه ی دل...

ما را در سایت نهان خانه ی دل دنبال می‌کنید

برچسب: یکشنبه, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:44

صفحه بندی