
یک زندگی شلوغ خسته همه کار میکنم.ولی با عجله،تند تند غذا میدرستم تند تند نمد میدوزم با عجله درس میخونم انگار دنبالم کردن عکاسی میکنم بدو بدو.... از هر زمانی برا درسیدن استفاده میکنم تا فرجی بشه یکم سرم خلوت شه بتونم برسم ب خوندن فلسفه و رئالیسم و منطق مظفر عزیزم... وقت میخاد...که نمیذارن داشته باشم لذا سو بیزی اند تایرد هستم... فردا بعد گزینه ی دو میریم داهات پیش خالجون... فرصت خوبیه برای سامان دادن ب درگیری های ذهنی... دلم یه چیزی میخاد رها شدن و آزاد اندیشیدن... چیزی که خیلی ازش دورم...خیلی زی...
ادامه مطلب
مردم آمریکا رو اصن نمیفهمم چه جوری ب کسی ک سابقه ی روز هم کار سیاسی نداره رای دادن اصن میگیم انتخاب افکار بوده نه سابقه سیاسی بر چه اساسی ب وعده های این دیوانه اعتماد کردن؟ نتایج انتخابات واقعی نیس انگار... وگرنه لین حجم اعتراضات نبود.... نمیگم اگ هیلاری میومد خوب بود ولی دوس دارم بدونم مردم آمریکا اگ ب ترامپ رای دادن چه دیدگاهی داشتن.......
ادامه مطلب
زندگی ساکن نیست،رنگ تفاوت دارد مهربانی هست،عشق هست،ایمان هست... و تغییر هم هست چون عشق بی تغییر ،عشق نیست... عشق باید هر صبح تازه شود، آغازی دوباره داشته باشد عشق با تکرار، عشق نیست عادت است و عادت جایی در فرهنگ عشق ندارد... عادت شده بهار و شنبه و اولین روز هر ماه و... را آغاز و شروع بدانیم اما عشق میگوید پاییز هم شروع است پنجشنبه هم میتواند آغاز باشد و ماه شب چهارده نوید شروع یک عاشقانه ی دیگر... عاشقانه ای آرام... پ.ن:احتمال زیاد اینو جمعه پست اینستا بذارم... شروعی دوباره...
ادامه مطلب
در این دریا چه میخواهند ماهی های سرگردان مرا آزاد میخواهی به تنگ خویش برگردان این شعر این روزا ورد زبونمه سعی کردم به دلم حالی کنم تویی که داری میدوئی تا دانشگاه تهران قبول شی همه ی تلاشتو میکنی تهران xa0اینه، دانشگاهش ،مردمش ،خیابوناش ،حال و هواش و این برای من ینی اوج استرس ترس بی پناهی آره درسته توی شناسنامم خورده صادره از تهران،شمیرانات،تجریش ولی من حتی نقطه ای از دلم تعلق به اینجا نداره غریب تر از هرکسم توی این دریای آشنا میترسم بچه ها خیلی زیاد از نه سال زندگی کردن اینجا و بین این مردم متفا...
ادامه مطلب