
به زور دارن میبرنم چون بابا گفت و من وقتی بابا بگه نه نمیارم:| شرط های من:پیرهن سفیده رو نمیپوشم روسریمو در نمیارم فردا هم میرم خونه ی ساره موهامم ب این بهانه میذارم سشوار بزنین ک فردا دارم میرم خونه ی ساره اوناهم ک فعلا در حال باج دادن ب منن شارژ ندارم،تلگرام در خدمتم...
ادامه مطلب
وسط اینهمه کار دعوت شدم عروسی عروسی مذهبی از اونایی ک هرصدسال یبار اتفاق میفته و من احتمالا نرم اول اینکه قدر موهای سرم کار دارم دوم اینکه اصلا حوصله ندارم اصلا اصلا اصلا ینی روحیم به هیچوجه با جشن و عروسی نمیخونه سوم اینکه لباس ندارم ینی دارم ولی دوسش ندارم چقد ی لباسو بپوشم عاخه؟ و همون طور ک میدونید انقدر کار دارم که نمیدونم ب کدومش برسم در نتیجه دلیلی هم نداره وسط اینهمه کار برم کل شهرو بگردم واسه لباس که فک کنم میدونید سلیقم زیادی خاصه:/ پس نمیرم به درک که با مامان اینا باید جنگ جهانی کنم س...
ادامه مطلب