
فاطمه قرار بود بیاد خونه ما که به جای ساعت 9 ساعت ده اومد منم از فرصت استفاده کردم 7 و نیم پاشده بودم تا هشت و نیم کارامو کردم خونه رو مرتب کردم دوش گرفتم و نشستم امار خوندمxa0 تا 10 و ربع ک فاطمه اومد فاطمه ک اومدنشستیم تند تند به کار کردن هدیه های کوچولوی روز عید غدیر رو درست کردیم گفته بودم ک فاطمه سیده ساعت 11 و نیم بود ک طاهره هم اومد کیک درست کرده بودم چه کیکی دلبر خوشمزه ترد لطیف اص...
ادامه مطلب