
فکر میکنم بعد از یک هفته ی سخت استراحت حق من باشه شایدم نباشه از پنج صب دارم ی کله خر میزنم خسته ام و هنوز روانشناسی نخوندم:|...
ادامه مطلب
جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرارِ یک تکرارراستی اگر عشق نبود؟چه مشقتی از این شیرین تر که در راهروهای آشنایی قدم برداری ک با خاطرات قدیمی آمیخته و با تازه هاشان می آمیزد؟چه سختی شِکَر بار تر از آن که تنها ب بهانه دروس عزیزت از خواب برخیزی و دیگر هیچ؟انکار نمیکنم دلتنگی ام را،رد نمیکنم احساس غربتم رااما عشق...این عشقِ آبدیده ی الماس شده از جنس دیگری ست ،ارزش نمیداند کسی که از دست نداده باشدو من چه شیرین میچشم طعم این دُرِّ گرانبهای تازه یافته را... بار زمین نهادن برای کسی که پنج شش سال یک تنه یک بار...
ادامه مطلب
در این دریا چه میخواهند ماهی های سرگردان مرا آزاد میخواهی به تنگ خویش برگردان این شعر این روزا ورد زبونمه سعی کردم به دلم حالی کنم تویی که داری میدوئی تا دانشگاه تهران قبول شی همه ی تلاشتو میکنی تهران xa0اینه، دانشگاهش ،مردمش ،خیابوناش ،حال و هواش و این برای من ینی اوج استرس ترس بی پناهی آره درسته توی شناسنامم خورده صادره از تهران،شمیرانات،تجریش ولی من حتی نقطه ای از دلم تعلق به اینجا نداره غریب تر از هرکسم توی این دریای آشنا میترسم بچه ها خیلی زیاد از نه سال زندگی کردن اینجا و بین این مردم متفا...
ادامه مطلب