نهان خانه ی دل

متن مرتبط با «بعضی وقتا میری تو لک» در سایت نهان خانه ی دل نوشته شده است

تو دل بارون

  • نیلوبلاگ

    توی زمستون که عکسای حرم رو میدیدمxa0 توی بارون و خلوتهمیشه آرزو میکردم میشه یبار که منم مشهدم بارون بیاد؟ بعد میگفتم نه بابا نمیشه ما یا چله خرداد مشهدیم یا اوج گرمای مرداد،بارون کجا بود اونموقع توی مشهد... و دیروز عصر بارون زد.البته ما توی هتل بودیم ولی بارونش حسابی دلبری کرد برامون و دیشب هم،دقیقا بعد لحظه ای که دعا و سلام تموم شد بارون تند شد و ریخت رو سر همه شب زنده دارا حال همه خوب بود عالی بود انگار بارون تموم خستگی ها،همه بغض ها، همهی سیاهی هارو بعد ازون مراسم دعای تکرار نشدنی توی حرم اما...

    ادامه مطلب
  • بعضی وقتا

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتا دلم تنگ میشه خب دله دیگه هرچقدرم سرشو گرم کنم باز هوایی میشه دلش میگیره از دنیا دنیای مزخرف دنیایی که شوهرخاله ی طرف عاشقشه و بهش درخواست دوستی میده دنیایی که توش بی پدریه توش از سر تنهایی پناه آوردن ب چت کردن با پسرای مردمه دنیایی که بچه ای که خودت بزرگش کردی،قدم قدم دستشو گرفتی و بلندش کردی راه نشونش دادی عشق نشونش دادی حرمت چادری ک انتخاب خودش بوده بشکنه خواهر کوچیکترت . . . بشنوی که با پسر مردم.... کسی که خودت بزرگ کردی... کسی که قدر هشت ساله میشناسی... سخته بین بیست و هفت نفر هفت ...

    ادامه مطلب