گفتم با این روش منی که عاشق این روانشناسیم ازش بدم اومده
و اون هم گفت که روشش همینه و بیست و پنج ساله که کسی باهاش مشکلی نداشته
گفت تو کم بودن این کتاب قانعت نمیکنه بیا بیشتر بخون
مسئله به پایان رسید
اما مثل اینکه دبیر روانشناسی وقتی میره دفتر دستاش میلرزیده و رنگش شده گچ دیوار
و نمیدونم به پله پور چی میگه ک زنگ میزنه به بابای از همه جا بیخبر من
و وسط زنگ جغرافی منو صدا میزنه پایین
و خردم میکنه
و میگه انسانی ده درصدش توی کلاسه نود درصدش توی خونه
و من پر پر میزدم که انسانی رو باید فهمید
وقتی رفتم از دبیر روانشناسی عذر خواهی کردم بابت رفتار نادرست نکرده،برگشت نوازشم کرد بهم گفت عزیزدلم من که اون مشکل رو حل کردم،ولی تو بهانه شدی برای من،راهم دوره نمیتونم تا فرهنگ بیام.از الان دیگه نمیام
و من از این بی رحمانه دستآویز شدن خیلی شکستم....
گاهی اوقات تنهایی بیخ گلوتو میچسبه و چنان باهات گلاویز میشه که توی همیشه ایستاده بعد از خروج دبیر از شدت درد و ضعف زمین بخوری
آرامشم شکست
از اول این هفته تا به حال
و دوباره رفتم سراغ قرصای اعصاب و آرامبخشم:(
چیزایی که از عوارضش توهم و گیجیه....
چقد نیاز داشتم که باشید.بعد از مدت ها.ولی نیستید.کاش هیچوقت نرسه روزی که حسرت بودن رو بخورید
نهان خانه ی دل...ما را در سایت نهان خانه ی دل دنبال میکنید
برچسب: اعتراض به قطع یارانه,اعتراض,اعتراض به حذف یارانه,
نویسنده:
بازدید: 7